جادو = حقیقت
تنها راه شناخت خدا جادو است .
گورگونها: در اساطیر یونان، گورگون هیولایی مونث، با بدنی پوشیده از فلسهایی نفوذ ناپذیر، موهایی از مارهای زنده، دندانهایی تیز و چهره ای چنان زشت بوده اند که هر کس به آنها نگاه میکرد به سنگ تبدیل میشد. آنها سه تن بودند که دوتا از آنها جاودان بودند و سومی کهمدوزا نام داشت فانی بود. یونانیان از تصویر سر این هیولا برای آراستن سپرهای خود استفاده میکردند تا دشمنان خود را وحشت زده کرده و خود را از قدرتهای شیطانی محافظت کنند. مدوزا: مدوزا در ابتدا دوشیزه ای بسیار زیبا بوده است، اما پس از اینکه پوزئیدون، خدای دریا او را در معبد آتنا اغوا میکند، موجب خشم این الهه میشود و آتنا، او را به شکل کریهترین موجود ممکن، یعنی یک گورگون درمیآورد. از آنجایی که مدوزا در اصل انسان بوده است، فانی بوده و در نهایت توسط یکی از قهرمانان اساطیری به نام پرسیوس کشته میشود. پرسیوس که تحت حمایت آتنا به نبرد با مدوزا رفته بود، موفق میشود با هوشمندی سر او را از بدن جدا کند. هیروگلیف یا خط تصویری ، در اصل یعنی سپنتا منبت یا کنده کاری مقدس و ریشه در زبان یونانی دارد. علت این نام گذاری، آن بود که این روش نگارش بیشتر ویژهکاهِنان و رهبران مذهبی بوده است؛ چراکه آموختن آن دشوار و نوشتن آن نیازمند امکاناتی بود که معمولا مردم عادی از آن بی بهره بودند. روش نگارش هیروگلیف در مصر، شامل 700 تا 800 الفبای تصویری بود و هر چه که علاقه به نوشتن متن های مذهبی اضافه می شد، بر تعداد آنها نیز افزوده می شد. مصریان، هیروگلیف را از راست به چپ و از بالا به پایین می نوشتند و همچون سایر خط های باستانی، در متن های ایشان نیز خبری از نقطه ، فاصلهو آیین نگارش نبود.
شاید این پرسش پیش آید که مثلا چرا باید یک بیضی، آوانشان صدای /ر/ و یا یک خط افقی زیگزاگ، آوانشان صدای /ن/ باشد و...؟ پاسخ این است که هر یک از این آوانشانها، پیشتر نمایشگر جانور یا چیزی بوده اند که به تصویر می کشند، اما به تدریج تغییر کارکرد یافته اند. برای نمونه،
نکته مهم: چنانکه می بینید، سه خط عمودی کنار هم، نشانه جمع و یک خط عمودی، ”نشانه ی دیس واژه“ است. به اینچنین نشانه هایی در زبان هیروگلیف که نه چمنگارند و نه آوانشان، و تعیین کننده دسته ای است که واژه بدان تعلق دارد، ”determinative“ گفته می شود. بد نیست بدانید که گاهی برخی آوانشان ها، نقش آوایی خود را از دست داده و نقش determinative به خود می گیرند. در ستایش ریش مرلین: سلام کتاب نارنیا جلد اول رو برای کامپیوتر و موبایل واسه دانلود گذاشتم . برای دانلود کتاب به ادامه مطلب مراجعه کنید . مانتیکور مانتیکور یا مردخوار جانوری است که سر و صورت یک انسان ( اغلب مرد ) و چشمان خاکستری دارد و بدن قهوهای رنگ به شکل شیر و دم آن مانند عقرب( و گاهی اوقات اژدها ) میباشد. اندازه این جانور از شیر بزرگ تر و از اسب کوچکتر است برای مشاهده به ادامه مطلب بروید .
غول افسانههای مصر باستان و اسطوره اُدیپ، مخلوطی از انسان و حیوان با پیکری از شیر،
مزیّن به بالهای عقاب و دارای کلهای شبیه سر زنان است. این موجود افسانهای کسانی را که
موفق به حل معمّای او نمیشدند میکشت و در نظر مصریان باستان مظهر آفتاب محسوب
میشد، ابوالهول بزرگ که در مصر قرار دارد از صخرهای تراشیده شده است و ۱۷ متر ارتفاع و ۳۹ متر طول دارد. رمز ابوالهول
اسرارآمیز بودن ابوالهول احتمالأ در ارتباط با تعهد و ادای سوگند هنرمندان و خالقین اساطیر
است که بر اساس آن موظف بهحفظ اسرار و رموز عقاید و اندیشههای فرهنگی و عرفانی آثار
خود بودهاند. این موجود افسانهای بیش از هر پدیده دیگری در ادبیات و فرهنگ، اقتدار
اسطورهای خود را تثبیت نموده و به نماد اعلی و عمیق علم و دانائی و هم به نمودی از هلاک و
نیستی شهرت یافتهاست. بسیاری از هنرپیشگان زن سینمای قرن بیستم که اسرارآمیز،
شهوانی، حیلهگر و مرموز بودهاند با ابوالهول مصری واقع در جیزه تشبیه شدهاند. بزرگترین مجسمه در مصر است. وجه تسمیه
ابوالهول (یا اسفنکس از کلمه (به لاتین: اسفینکس) و (به یونانی: اسفیگس میباشد) هیکل
عظیم اساطیری که هنرمندان مصری و به تقلید آنان هنرمندان یونانی به کرات مجسم
ساختهاند. ابوالهول نام حیوان موهومی است که در مصر و یونان باستانی بههیاکل مختلف
مجسم میکردند. در مصر اسفنکس را بهشکل شیری نقش میکردند که سر او بهصورت سر
دختری بود. محتملأ این هیاکل را به قصد تعظیم و تکریم نیت که به زعم مصریها الهه حکمت و
دانش بود برپا میکردند. در خرابههای بلاد باستانی مصر ابولهولهای بسیار مشاهده میشود
که از یک پارچه سنگ ساخته شده و از همه بزرگتر را ابوالهول خوانند که در بین دو هرم واقع
شده و تنه این هیکل در زیر ریگها مدفون و پوشیدهبوده است و فقط سینه و سر او خارج از
ریگ مشاهده شد که بیست و هشت متر ارتفاع دارد. که بعدا از زیر شن خارج شد.در مورد
علت نامگذاری این احتمال قابل مطالعه طرح شده که ابولهول عربی شده آپولو آپولو
Apollo آپولو،در افسانه های کهن جوانترین فرزند زئوس و برادر دوقلوی آرتمیس بود. او خدای
آفتاب و زیبایی، شعر و موسیقی، نور است.
سلام . بعضی ها سوروس اسنیپ رو محبوب ترین شخصیت رمان هری پاتر میدانند . البته خودمم جزء همون بعضیا هستم . هیپو گریف چیست ؟ کجا زندگی میکند؟ چگونه بوجود آمد؟ آیا وحشی است ؟ آیا رام میشود ؟ و......... این ها سوالاتی هستند که در ذهن همه جادوگران تازه کار میباشد . این مطلب رو تا آخر مطالعه کنید تا همه ابهامات برطرف بشه . هیپو گریف چیست ؟ هیپوگریف (به انگلیسی Hippogriff یا Hippogryph) موجودی افسانهای است. این موجود مانند یک گریفین، سر عقاب، چنگال و بالهایی پوشیده از پر، و تنهی اسب دارد. هیپوگریف را نتیجهی جفتگیری گریفین و مادیان دانستهاند. کجا زندگی میکند ؟ زادگاه هیپوگریف قاره ی اروپاست اما امروزه در سرار جهان یافت میشود . نژاد هیپوگریف هیپوپریف حاصل جفت گیری گریفین و مادیان میباشد . خالق این موجود را لودوویکو آریو ستو، شاعر ایتالیایی دانستهاند که از آن در اثر خود بهنام اورلاندو فورسیو یا اورلاندوی دیوانه نام برده است. او هیپوگریف را بر پایهٔ ضربالمثللی دربارهٔ پیوند نژاد گریفین با اسب که اشاره به عملی ناممکن و یا نامتجانس دارد خلق نمود. رام کردن هیپو گریف همونطور که از قدیم گفتن کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن ، رام کردن هیپو گریف هم کار هرکسی نیست و فقط به دست جادوگران ماهر و متخصص انجام میگیرد . هنگام نزدیک شدن به این جانور باید مستقیما به چشم های او خیره شد.تعظیم در مقابل این حیوان نشانگر حسن نیت اشخاص است.اگر هیپوگریف نیز تعظیم کند نشانه ی این است که شخص می تواند به آن نزدیک بشود تغذیه ی هیپوگریف هیپوگریف در جستجوی حشرات خاک را زیر و رو می کند اما از پرندگان و پستانداران کوچک نیز تغذیه می کند. تولید مثل هیپوگریف هیپوگریف ها برای تولید مثل لانه ای بر روی زمین می سازند و در آن یک تخم بزرگ و شکننده می گذارند.جوجه ی هیپوگریف پس از بیست و چهار ساعت از تخم در می آید.جوجه ی هیپوگریف یک هفته بعد از تولد قادر به پرواز است اما چند ماه طول می کشد تا آمادگی لازم برای پروازهای طولانی را به دست آورد. یادگاران مرگ یا Deathly Hallows سه شی جادویی در مجموعهی هری پاتر نوشتهی جی. کی. رولینگ هستند. در هری پاتر و یادگاران مرگ، به این سه شی جادویی پرداخته میشود. شکل، عملکرد و هدف هر کدام از این سه شی با پیشرفت داستان مشخصتر میشود. هری، رون و هرمیون در طی تحقیقات خود در مورد هورکراکسهای لرد ولدمورت به سراغ زنوفیلیوس لاوگود میروند و او در مورد یادگاران مرگ برایشان توضیح میدهد. افراد بسیار کمی به افسانهی یادگاران مرگ اعتقاد دارند و بعضیها چون ویکتور کرام به اشتباه فکر میکنند که نشان یادگاران مرگ، نشان گلرت گریندلوالد است. طبق یکی از افسانهها، برادران پرول با مرگ روبرو میشوند. مرگ به آنها اختیار انتخاب یک شی دلخواه را میدهد. اولین برادر یک چوبدستی درخواست میکند که هرگز در هیچ نبردی شکست نخورد؛ برادر دوم درخواست وسیلهای برای بازگرداندن مردگان را میکند؛ برادر سوم شنلی درخواست میکند که فرد با پوشیدن آن از دست خود مرگ پنهان شود. بنا به گفتههای خود رولینگ، او ایدهی چنین داستانی را از یکی از داستانهای جفری چاوسر گرفته است. چوبدستی ارشد یا The Elder Wand که در طول تاریخ با نامهایی چون چوب مرگ و چوبدستی سرنوشت از آن نام برده شده است، یکی از سه یادگاران مرگ است. این چوبدستی از چوب گیاه اقطی و تار موی یک تسترال ساخته شده است. ظاهرا این چوبدستی قدرتمندترین چوبدستی جادویی است و وقتی در دستان صاحب خود باشد، هیچوقت در یک دوئل جادویی شکست نخواهد خورد؛ گرچه بعدا خلاف این امر ثابت میشود. از آنجایی که این چوبدستی مثل سایر چوبدستیهای جادویی سطحی از هوشیاری دارد، اجازهی صدمه زدن به صاحب اصلی خود را نمیدهد. آقای اولیواندر چوبدستی ساز، مالکیت چوبدستی ارشد تنها زمانی از فردی به فرد دیگر منتقل میشود که در یک نبرد صاحب قبلی کاملا خلع سلاح شده، گیج شده و یا کشته شود (حتی اگر این کشته شدن به روشهای جادویی انجام نگیرد). جی. کی. رولینگ بیان کرده است که این چوبدستی در انتخاب صاحب خود سختگیری زیادی نشان میدهد و در این انتخاب، بیشتر به قدرت فرد توجه میکند. اگر یکی از صاحبان چوبدستی بدون شکست خوردن از فرد دیگری به مرگ طبیعی بمیرد، قدرت چوبدستی هم از بین خواهد رفت. اولین برادر پرول بعد از به دست آوردن این چوبدستی و ادعای اینکه هرگز شکست نخواهد خورد، در خواب و به دست یکی از رقیبان خود که آرزوی داشتن چوبدستی را داشته، به قتل میرسد. از آن زمان به بعد جادوگران تشنهی قدرت برای به دست آوردن این چوبدستی با یکدیگر به نبرد پرداختهاند. این چوبدستی آخر سر به دست یک چوبدستی ساز بلغارستانی به نام گریگوروویچ میرسد. گریگوروویچ با خیال اینکه ادعای داشتن چوبدستی ارشد فروش چوبدستیهایش را بالا میبرد، در اختیار داشتن آن را اعلام کرده و در رقابت با آقای اولیواندر، سعی در کشف راز این چوبدستی میکند. اماگلرت گریندلوالد این چوبدستی را از گریگوروویچ میدزدد. گریندلوالد در دوئل جادویی با آلبوس دامبلدور شکست خورده و چوبدستی ارشد به دست دامبلدور میرسد. وقتی دامبلدور ترتیب مرگ خودش را به دست سوروس اسنیپ میدهد، قصد داشته که قدرت چوبدستی ارشد را از این طریق به پایان ببرد. از آنجایی که مرگ او نتیجهی باخت در یک نبرد نبوده، قدرت چوبدستی ارشد برای همیشه از بین میرفته است. با این حال دراکو مالفوی زودتر از راه رسیده و دامبلدور را خلع سلاح میکند و از آنجایی که دراکو مالفوی صاحب جدید چوبدستی ارشد میشود، نقشهی دامبلدور شکست میخورد. بعد از مرگ دامبلدور، چوبدستی ارشد را در گور او قرار میدهند. در هری پاتر و یادگاران مرگ، لرد ولدمورت از ماجرای چوبدستی ارشد باخبر شده و به دنبال آن میرود. ولدمورت عاقبت از اینکه چوبدستی آخرین بار به دست آلبوس دامبلدور بوده است خبردار شده و با باز کردن گور او، چوبدستی را مال خود میکند. اما بعدا میفهمد که بدون شکست دادن واقعی صاحب قبلی، قدرت چوبدستی را به دست نخواهد آورد. بنابراین با خیال اینکه شکست دهندهی واقعی دامبلدور اسنیپ بوده است، اسنیپ را به قتل میرساند. کمی بعدتر دراکو مالفوی به دست هری پاتر خلع سلاح شده و قدرت چوبدستی ارشد به او منتقل میشود. در نبرد نهایی هاگوارتز میان مرگخواران و محفل ققنوس، چوبدستی ارشد هری پاتر را بعنوان صاحب اصلی خود شناخته و در برخورد با طلسم خلع سلاح هری، نفرین مرگ لرد ولدمورت را به سوی خود او باز میگرداند و باعث مرگ او میشود. هری پاتر بعد از تعمیر چوبدستی قدیمی خود با استفاده از چوبدستی ارشد، آن را به گور دامبلدور باز میگرداند تا نقشهی دامبلدور در مورد از بین رفتن قدرت چوبدستی را عملی کند. رولینگ بعدها اعلام کرد که عنوان اولیهی هری پاتر و یادگاران مرگ، هری پاتر و چوبدستی ارشد بوده است. سنگ رستاخیز یا Resurrection Stone یکی از سه یادگار مرگ است که به دارندهی خود اجازهی ارتباط با مردگان را میدهد. بنا بر یکی از افسانههای جادویی که منشا یادگاران مرگ را مشخص میکند، استفاده از سنگ رستاخیز باعث خودکشی دومین برادر از میان برادران پرول میشود؛ چون او با استفاده از این سنگ نامزد درگذشتهاش را به زندگی باز میگرداند، اما از آنجایی که این زندگی واقعی نبوده، باعث ناامیدی بیشتر او شده و منجر به خودکشی او میگردد. وقتی این سنگ به دست خاندان گانت میرسد، آن را با کندن نشان یادگاران مرگ بر روی یک حلقهی طلایی سوار کردهاند. گلرت گریندلوالد و آلبوس دامبلدور هر کدام به دلایلی، خواستار داشتن این سنگ هستند. در حالیکه دامبلدور میخواهد با استفاده از این سنگ با خانوادهی در گذشتهاش ارتباط برقرار کند، گریندلوالد قصد دارد تا با استفاده از سنگ رستاخیز ارتشی از دوزخیها بسازد. لرد ولدمورت بدون خبر داشتن از قدرت جادویی این سنگ، تنها برای ارزش تاریخی آن و تعلق آن به سالازار اسلیترین، آن را تبدیل به یکی از هورکراکسهایش میکند. دامبلدور این حلقه را در کلبهی خاندان گانت پیدا کرده و میفهمد که این سنگ حالا همزمان یک هورکراکس و یکی از یادگاران مرگ است. دامبلدور که خطرناک بودن یک هورکراکس را فراموش کرده، برای برقراری ارتباط با خانوادهاش آن را به دست میکند. ولی نفرین هورکراکس دست او را نابود کرده و کم کم در تمامی بدنش پخش میشود. با اینکه بخشی از این گسترش نفرین توسط سوروس اسنیپمتوقف میشود، اما آلبوس دامبلدور دیگر بیشتر از یک سال وقت برای زنده ماندن ندارد. بعدها دامبلدور سنگ رستاخیز را از طریق پنهان کردن آن درون یک اسنیچ طلایی، برای هری پاتر به ارث میگذارد. این اسنیچ در برخورد با لبهای هری پاتر که اولین بار در مسابقهی کوئیدیچ سال اولهاگوارتز آن را لمس کرده بودند، عبارت «من در آخر باز میشوم» را نمایان میکند. هری قادر به باز کردن این اسنیچ نیست؛ ولی زمانی که به مرگ نزدیک میشود، میفهمد که منظور از «آخر» مرگ خودش است. او با استفاده از این سنگ والدینش، ریموس لوپین و سیریوس بلک را به زندگی فرا میخواند تا قبل از مرگ او را دلداری دهند. کمی بعد حلقه از دستان هری پاتر رها شده و روی کف جنگل ممنوعه گم میشود. پرترهی آلبوس دامبلدور بعدها از هری میخواهد که هرگز به دنبال حلقه نگشته و چیزی در مورد آن به کسی نگوید. رولینگ در یکی از مصاحبههای خودش اعلام کرده که احتمالا این حلقه بر اثر ضربهی سم یک سنتور در زمین فرو رفته و برای همیشه در همان جا میماند. شنل نامریی یکی از سه یادگاران مرگ است که فردی که آن را بپوشد، از چشمان مرگ مخفی میشود. یک شنل نامریی واقعی در مقابل گذر زمان و نفوذ طلسمها مقاوم است. در هری پاتر و یادگاران مرگ، میفهمیم که شنل نامریی هری پاتر یکی از یادگاران مرگ است که قبلا به سومین برادر از میان برادران پرول تعلق داشته است. بعد از مرگ او، این شنل نسل به نسل گشته تا به آخرین نوادهی او جیمز پاتر میرسد. در شب قتل جیمز پاتر و لیلی اوانز، این شنل نزد آلبوس دامبلدور بوده است. دامبلدور سالها بعد، این شنل را بعنوان هدیهی اولین کریسمس هری پاتر در هاگوارتز به او میدهد. هری با استفاده از این شنل، در اطراف مدرسه چرخیده و در ماجراهای بسیاری شرکت میکند. این شنل آنقدر بزرگ هست که هری و رون و هرمیون همزمان با هم زیر آن جا شوند، اما با گذشت زمان و رشد آنها، این کار سختتر و سختتر میشود. در پایان کتاب هفتم، دامبلدور برای هری پاتر توضیح میدهد که جادوی واقعی این شنل علاوه بر مخفی کردن صاحب آن، حمایت از نزدیکان او هم هست. با اینکه این شنل صاحب خود را در مقابل برخی موجودات و انسانها نامریی میکند، اما این شنل بر روی برخی موجودات اثر ندارد. مثلا مارها قدرت بینایی ندارند، اما حرکت و گرما را حس میکنند و بنابراین حضور افراد مخفی شده زیر شنل نامریی را درک میکنند. خانم نوریس گربهی آرگوس فیلچ نیز قادر به دیدن زیر شنل نامریی است. چشم جادویی مدآی مودی نیز زیر شنل نامریی را میبیند. در هری پاتر و زندانی آزکابان، دامبلدور میگوید که شنل نامریی برای دیوانهسازها هم اثری ندارد، چون آنها بجای دیدن، احساسات انسانی را دنبال میکنند. در پایان کتاب هفتم، هری از میان یادگاران مرگ تنها شنل نامریی را نگه داشته و تصمیم میگیرد آن را برای فرزندان خود باقی بگذارد. سانتور چیست ؟ چرا از روی ستارگان پیش گویی میکنند ؟ سانتور ها جانوراني دو رگه اسطوره اي هستند كه پا و بدن اسب ولي نيم تنه مانند آدم و دست و سر شبيه به انسان دارند.بر طبق افسانه ها سانتورها به كوههاي يونان تعلق دارند يعني مكاني كه در آن سانتورها با مردم محلي تا اندازه اي ارتباط داشتند.آنها بزرگ ترین پیشگویان در سراسر جهان بودند آنها ازهمه ی اتفاق های که قرار بود اتفاق بیافتد را از روی ستارگان پیشگویی می کردند . آنها خود را از آدمها بالا تر می دانند و به همین دلیل آدم هارا کوته فکر می دانند و هیچوقت پیشگویی های خود را با آدم ها در میان نمی گذارند . اخرین پیشگویی که توسط یه سانتور به آدمها اطلاع داده شد از سانتوری به نام فایرنز بود که به دلیل کمک به آدمها از گله ترد شده بود به آدمها پناه برده بود و پیشگویی ارزشمند خود را درباره ی هری پاتر با دنییای جادوگری در میان گذاشت و باعث جنجال بزرگی شد. برخي از سانتور ها علاقه زيادي به شراب داشتند به همين دليل موجوداتي خشن و نا آرام بودند و به سرعت عصباني مي شدند.سانتور ها جنگهاي زيادي با انسانها كرده اند.مشهورترين جنگ آنها با انسانها پس از يك مراسم عروسي اتفاق افتاد كه در طي آن ،آنها مانند هميشه در خوردن شراب زياده روي كرده بودند.سانتور ها تلاش كردند عروس را با خود ببرند كه اين امر موجب جنگ بزرگي شد(سانتور ها در آن جنگ شكست خوردند) صحنه هاي مربوط به آن جنگ يكي از زينتهاي مورد علاقه كوزه گران يوناني بود. ولي برخي از سانتور ها موجوداتي شريف و بزرگوار بودند.خداياني همچون آپولو و آرتميس،هنر هايي از قبيل پزشكي و شكار را به سانتوري به نام "چيران" آموختند.او نيز مدرسه اي را بنا نهاد كه در آن به برخي از قهرمانان بزرگ دنيا خود همچون "آشيليوس" و "اوديسه" تعليم داد. ناپيدا در ميان ستارگان چيران ناميرا بود ولي زخم تيري سمي موجب درد و عذاب بي وقفه و دائمي او شد؛به همين دليل،مرگ را انتخاب كرد.ولي زئوس به نشان قدرداني از خير خواهي كيران،او را به شكل صورت فلكي كماندار،در ميان ستاره هاي آسمان قرار داد.صورت فلكي ديگري به نام قنطروس يكي از هويدا ترين صورت فلكي نيمكرۀ جنوبي است.دو ستارۀ قنطروس يعني آلفاسانتوري و بتاسانتوري از جمله دو ستاره بسيار درخشان آسمان به شمار مي آيند.ممكن است اين ارتباطات آسماني اين موضوع را توضيح دهند كه چرا سانتورهايي كه در جنگل ممنوعه زندگي مي كنند براي پيشگويي آينده به آسمان مي نگرند. سلام . میخوام بخش در مورد داستان های هری پاتر بیشتر بدانید رو هر چه زودتر کامل کنم . اینم یه مطلب جدید درباره هورکراکس ها یا جان پیچ ها . هورکراکس یا جان پیچ چیست ؟ جان پیچ ها وسایلی هستند که برای رسیدن به جاودانگی از آنها استفاده میشود که جزء جادوی سیاه هستند . هنگامی که یک جادوگر یک جان پیچ میسازد ، روحش به دو تکه تقسیم میشود که تکه ای از آن در جسمش و تکه ای دیگر از روحش در آن جسم پنهان میشود تا اگر آن جادوگر به هر دلیلی از بین برود ، کاملا نمیرد . در داستان ششم، هری پاتر به کمک دامبلدور متوجه میشود که ارباب تاریکی (ولد مورت) روح خود را به هفت بخش تقسیم کرده و آن را در هفت جانپیچ گذاشته که راز نابود نشدنش همین است. هری پاتر میکوشد این جانپیچها را نابود کند تا از این طریق ارباب تاریکی هم نابود شود. هورکراکس چگونه ساخته میشود ؟ روش ساختن جان پیچ در هیچ کتابی ذکر نشده و تنها در یکی از کتاب هایی که هرماینی گرنجر دوست هری پاتر در کتاب ششم می یابد که جان پیچ نفرت انگیز ترین و پلیدترین جادویی است که یک جادوگر انجام می دهد. پرفسور هوریس اسلاگهورن استاد بازنشسته ی معجون سازی هاگوارتز از جمله کسانی است که می داند یک جان پیچ چگونه ساخته می شود و هم او بود که در جوانی به لرد سیاه ناخواسته آموخت. هاگوارتز اکسپرس، قطار سریعالسیری است که هر ساله، روز شروع سال تحصیلی در هاگوارتز، راس ساعت ۱۱ صبح، از سکوی نه و سه چهارم از ایستگاه کینگز کراس دانش آموزان و استاد ها را به هاگوارتز میبرد . سلام . همه مون کم و بیش میدونیم زئوس کیه و چکارا کرده و .... . ولی تو ادامه مطلب بیشتر درموردش میدونید . در زمان های گذشته مردم باستان ( به خصوص مردم ساکن غرب زمین ) اعتقاد داشتند که زمین و هر آنچه که روی آن وجود دارد بیهوده بوجود نیامده و کسی آنرا پدید آورده و صاحب قدرت آن چیز میباشد . البته فقط یک خدا یا الهه نبود ، بلکه هر یک به تنهایی خدا یا الهه داشتند . برای مثال زیبایی ، جنگ ، خیر، شر و .... . الهه نماد قدرت و نماینده آن چیز در دربار خدایان میباشد که خدای خدایان نیز زئوس نام دارد . تصویر زئوس : در اینجا اسامی برخی از الهه های یونان باستان و توضیحی مختصر درمورد انها رو قرار دادم . برای دیدن اسامی الهه ها رویادامه مطلب کلیک کنید . سلام دوستان... ببخشید یه کم دیر خودمو معرفی میکنم البته بهتره بگم خودمو دوباره معرفی میکنم من همون جادوگر وبلاگ جادو=حقیقت هستم البته فک کنم دارک لرد عزیز مشکلاتی رو که به برامون اتفاق افتادو براتون تعریف کرده باشه پس نیازی نمیبینم دوباره سرتونو درد بیارم ولی اینو بدونید جادوگرا تسلیم نمیشن اینم درس امروز و اما حالا نوبت مطلبه: به نظر می رسد جادوگران همیشه از چوبدستی استفاده کرده اند. این ترکه های چوب(یا در بعضی موارد ترکه های بزرگ چوب) توانایی جادوگر را متمرکز می کنند. برخی مردم شناسان بر این باورند که نقاشی های داخل غار مربوط به عصر حجر که انسانهایی را با چوبدستی نشان می دهد در حقیقت با هدف به تصویر کشیدن رهبران قبیله هایی ترسیم شده است که چوبدستیها را به منظر اثبات قدرتشان در دست گرفته اند. این تنها یک حدس است اما مدرک و شواهد قدرتمندی در تایید این گفته وجود دارد که حداقل به دوران مصر باستان باز میگردد. هیروگلیفهایی وجود دارند که کاهنانی را با یک چوبدسیتی در دست به تصویر میکشند. در اسطوره شناسی یونان هرمس(Hermes) قاصد خدایان یونان یک چوبدستی مخصوص را حمل میکرد که عصای عطارد نام داشت. عصای عطارد ترکه چوبی بالداری بود که دو افعی به دور آن پیچیده بودند این افعیها نماد خرد و نیروهای شفابخش به شمار می آمدند. پزشکان از صدها سال پیش این دو افعی را به عنوان نماد پزشکی پذیرفته اند و امروزه هنوز هم این دو افعی نماد پزشکی هستند. در گذشته برخی جادوگران ترجیح میدادند چوبدستیها از درختان کهنتر ساخته شوند زیرا معتقد بودند نیروی جادویی مخصوصی در این درختان وجود دارد. جادوگرانی که با جادوی سیاه سروکار داشتند معمولا از چوب درخت سرو استفاده میکردند زیرا چوب این درخت با مرگ عجین بوده و هست. عکسها: سلام میدونم که همتون اینا رو میدونین ولی باز هم به قول معروف کار از محکم کاری عیب نمیکنه . هاگوارتز چیست ؟ هاگوارتز مدرسه جادوگری سری داستانهای هری پاتر نوشته جی کی رولینگ میباشد. این مدرسه در داستانهای هری پاتر نقش زمینه اصلی داستان را بازی میکند. آرم مدرسه هاگوارتز : تحصیل در هاگوارتز : دانش آموزان در سن یازده سالگی از مدرسه هاگوارتز نامهای دریافت میکنند که در آن به جز فهرست موارد مورد نیاز و وسایل قابل خرید بلیط قطاری که با آن به هاگوارتز سفر میکنند وجود دارد. در هاگوارتز دانش آموزان با گذاشتن کلاه سخنگویی بر سر خود و سنجیده شدن خصوصیات آنها در بین یکی از چهار گروه گریفیندور، اسلایترین، ریونکلا وهافلپاف قرار میگیرند. دانش آموزان بعد از پنج سال تحصیل در امتحانات سطوح مقدماتی جادوگری شرکت کرده و پس از آن با توجه به نمرات خود انتخاب رشته میکنند و دو سال بعد با قبولی در امتحانات سطوح عالیتر جادوگری از مدرسه فارغالتحصیل میشوند.البته در سن هفده سالگی در امتاحانات جسم یابی شرکت می کنند در واقع همان غیب و ظاهر شدن میباشد. اگر دانش آموزان در امتحانات جسم یابی قبول نشوند باید یک دوره مجدد را بگذرانند. تاریخچه تاسیس هاگوارتز: این مدرسه توسط چهار جادوگر بزرگ قرون وسطا (گودریک گریفیندور، روونا ریونکلا، هلگا هافلپاف و سالازار اسلایترین) ساخته شد تا محیطی برای پرورش و آموزش کسانی که استعداد جادوگری دارند به وجود آید. این چهار نفر بعد از اتمام ساخت مدرسه بر سر این که چه کسانی باید در مدرسه پذیرش بشوند اختلاف عقیده پیدا کردند بنابراین چهارگروه مختلف در هاگوارتز بوجود آمد. گروه گریفیندور با نماد شیردال و رنگ قرمزو زرد، هافلپاف با نماد گورکن و رنگ زردو سیاه، ریونکلاو با نماد عقاب و رنگ آبی و اسلایترین با نماد مار و رنگ سبزو نقرهای.گفته میشود که سالازار اسلایترین تالاری مخوف به نام تالار اسرار در دل هگوارتز به وجود اورد که فقط وارث حقیقی اسلایترین میتواند ان را باز کند ... هاگوارتز قلعهٔ بزرگی است که بر دامنه کوهی بنا شده است. در محوطه اطراف قلعه جنگل بزرگی به نام جنگل ممنوعه و دریاچه وسیعی قرار دارد. درجنگل ممنوعه انواع جانوران خیالی و شگفت انگیز مانند تکشاخ، آکرومانتیولا، سانتور، تسترال و ... وجود دارد. درون قلعه هاگوارتز از برجهای بلند و راه روهای پیچ در پیچ تشکیل شده و راههای مخفی فراوانی دارد که هنوز هیچکس موفق به تکمیل نقشه کامل آن نشده است به جز پدر هری و لوپین و پتی گرو و سیریوس بلک هر گروه نیز درون قلعه سالن و خوابگاهی مجزا دارد که مکان آن از دیگر گروهها پنهان است که خوابگاه گریفندور در طبقهٔ هفتم برج جنوبی قلعه و پشت تابلو بانوی چاق پنهان است و خوابگاه اسلایترین در راهروهای زیر زمینی و در پشت دیوار دخمهای پنهان است و زیر دریاچه قرار دارد. خوابگاه ریونکلا نیز در یکی از برجهای قلعه و خوابگاه هافلپاف در مکانی در نزدیکی آشپزخانهها قرار دارد. دیگر موارد هاگوارتز: در محوطه هاگوراتز درخت بیدی وجود دارد که با شاخههایش به افراد حمله میکند و به همین دلیل به بید کتک زن مشهور است. همچنین در محوطه قلعه زمینی برای بازی کوییدیچ قرار دارد. شعار مدرسه هاگوارتز که در زیر علامت آن نیز نقش بسته است جملهای لاتین به این معناست: سلام دوستان حتما در داستان های هری پاتر به واژه سمج برخورده اید . که یا نفهمیدید یعنی چی یا اگه فهمیدین زیاد در موردش نمیدونین . میدونم که مشتاقین بیشتر در موردش بدونید . سمج چیست ؟ سمج سرواژهٔ امتحانات «سطوح مقدماتی جادوگری»، امتحاناتی تخیلی در داستانهای هری پاتر نوشته جی کی رولینگ انگلیسی است که دانش و/یا توانایی یک نفر در زمینههای مختلف جادوگری را محک میزند. سمج مرحله نخست از سطوح مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز را تشکیل میدهد. 1.تغییر شکل 2.معجون سازی 3.دفاع در برابر جادوی سیاه 4.گیاهشناسی 5.وردها و طلسم ها 6.ستاره شناسی 7.پیشگویی 8.مراقبت از موجودات جادویی 9.بررسی طلسمهای باستانی 10.علوم مشنگ ها(ماگل ها) 11.ریاضیات جادویی 12.تاریخچهٔ جادو درجات ( نمره ها ) : Oعالی(قبولی) Eفراتر از حد انتظار(قبولی) Aقابل قبول(قبولی) Pضعیف(مردودی) Dافتضاح(مردودی) Tغول غارنشین!(مردودی) تکشاخ (به لاتین: Unicornis) نام موجودی اساطیری و افسانه در فرهنگ اروپای کهن و قرون وسطی است. با اینحال اسب تک شاخ در اساطیر دیگر فرهنگها نیز دیده شده است.[۱][۲] تکشاخ موجودی افسانهای به شکل اسب با یک شاخ روی سر است. بر پایه افسانهها، تک شاخها را نمیتوان به آسانی شکار کرد زیرا بسیار چابک هستند ... آنها زنان و دختران را به مردان ترجیح میدهند ... البته بعضی گویند که آنها فقط توسط زنان رام میشوند. ∗ کشتن تک شاخ گناه محسوب میشود و نفرین ابدی به همراه دارد . اگرچه خون آن شفا بخش است و طول عمر را افزایش میدهد و نفرین گریبان قاتل آن را میگیرد . اسب تک شاخ اسبی سفیدو زیبا با یالهای بلند است که در افسانههای اکثر نقاط اروپا از آن یاد شده است. این موجود تخیلی بدنی به شکل اسب و شاخی در بالای سر خود دارد که قالبا به شکل مارپیچ است.∗ تک شاخها در ابتدای کره بودنشان طلایی رنگند و پس از آن در سیر بلوغ به رنگ نقرهای در میآیند و بعد از بلوغ کامل سفید رنگ میشوند ... آنها عموماً از اسبهای عادی لاغر تر ولی بلند ترند.∗ این موجود چگونه به وجود آمد ؟ ریشه اصلی تولد این موجود افسانه مشخص نیست. بعضی میگویند که این افسانه از یونان نشات میگیرد اما به خاطر گستردگی داستان هایی با شخصیت تک شاخ در کل اروپا و به خصوص شمال اروپا نمیتوان آن را کاملاً جز اساطیر یونان نام برد.∗ این احتمال نیز میرود که افسانه تکشاخ از ناروال، گونهای نهنگ ساکن آبهای قطب شمال، سرچشمه گرفته باشد.[۳] با تشکر دارک لرد سلام امروز میخوام در مورد گرگ نما ها صحبت کنم . برای دیدن مطلب ، به ادامه مطلب بروید . سلام برای دانلود کتاب به ادامه مطلب بروید . سلام دوستان میخوام نحوه دانلود کتاب ها و فایل هایی را که تو این وبلاگ واسه دانلود میزارم بهتون آموزش بدم. برای دانلود کتاب ها بر روی لینک برجسته شده ( اینجا ) کلیک کنید . رنگ لینک برجسته شده با رنگ متن متفاوت میباشد . در صفحه ی بعدی که صفحه ی اختصاصی دانلود فایل است لطف کنید 18 ثایه صبر کنید تا لینک مستقیم ایجاد بشه . بعد هم روی ایجاد لینک مستقیم کلیک کرده و در صفحه ی بعدی بر روی DOWNLOAD یا لینک مورد نظر کلیک کنید . اگه مشکل داشتید تو قسمت نظرات بگید . سلام برای دانلود کتاب به ادامه مطلب بروید . سلام دوستان اینم همه چیز در مورد سیریوس بلک . برای خوندن مطلب ، به ادامه مطلب بروید . سلام ابتدا یه توضیح در مورد این کتاب بدم . برای خوندن توضیح و دانلود کتاب به ادامه مطلب بروید . سلام برای دانلود کتاب به ادامه مطلب بروید . سلام برای دانلود کتاب به ادامه مطلب بروید . سلام
ساحر و ساحره های عزیز خسته نباشید .
یه مدت طولانی نبودیم .
درسته حق با شماس . ما مقصریم .
بله.....!!!!! دارم ازتون دعوت میکنم هر کس به دنیای جادو و جادوگری علاقه منده عضو بشه و کامنت بزاره .
لازم نیس حتما درباره هری پاتر بدونید اااااااا . بله لازم نیس فقز اون باشه .
میتونید کلا درباره جادو باشه . از کتابای کهن تا تخیل خودتون .
میتونید کتاب واسه دانلود بزارید و........ .
خلاصه کمکمون کنید تا وبمون بهتر بشه .
خیلی خیلی ممنون که میخونید و کماکان باهامونیییید .
// دارک لرد//
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
پیشینه کهنترین اثر یافته شده با خط هیروگلیف، به 3200 تا 3300 سال پیش از میلاد می- رسد و برابر سندهای موجود، مصریان باستان تا 3500 سال پس از آن نیز از این روش نگارش استفاده می کردند. تصویر زیر، از فرهنگ اینکارتا (انتشارات میکروسافت) گرفته شده و متعلق به آرامگاه شهبانو آمونهِرخِپسِف است.
الفبای تصویری مصریان را می توان به دو گروه عمده نقسیم نمود.
در اصل، نماد دهان (r'i) بوده و
نیز دیس واژه آب (nu) بوده است. این دو نشان و بسیاری دیگر از دیس-واژگان به تدریج تبدیل به آوانشانِ حرف نخست خود شده اند.
شاید دشوارترین بخش خواندن متن های هیروگلیف، تفسیر نشانه ها، چمنگارها، و آوانشان هایی است که پشت سرهم و بدون فاصله آمده اند. در تصویر بالا دیدید که دوپای در حال حرکت، معنای راه رفتن را می دهد. اکنون ببینید که ترکیب این چمنگار با دیس واژه های دیگر، چگونه معنای ”راهنمایی کردن“ و ”نزدیک شدن“ می دهد:
در قرن هفتم پیش از میلاد، مصریان خط تازه ای اختراع کردند که از روش نگارش کاهنی (hieratic) نیز آسانتر بود. این روش نگارش، ”خط همگانی“ (demotic script) نام داشت. از آن تاریخ به بعد، مصریان از خط هیروگلیف سنتی، برای منبت کاری روی ساختمان، جواهر، و اسباب خانه استفاده می کردند؛ خط کاهنی را برای متن های مذهبی و خط همگانی را برای متن های تجاری و ادبی بکار می بردند.
در پایان، این را هم بگویم که خط هیروگلیف، به شکل های دیگر، در میان مردمان باستانی دیگری، چون سرخپوستان اولمِک ، مایاها، برخی از مردم چین باستان، و برخی مردمان ساکن میان رودگان «بین النهرین)، نیز استفاده می شده است.
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
به نامش هزاران سخن باز شد
که ریش سپیدش جهان ساز شد
به ریشش قسم خورده اند این آن
که نامش رسد تا به هفت آسمان
ز هر تار ریشش چکد گوهری
که جز او مباشد مرا باوری
شما مردمان و شما ساحران
مدیران ناظر، شما ناظران
بترسید از این پشم و این کوه ریش
نشاید بنازیده ته ریش خویش
یکی متر و اندی درازایش است
که ریشی طویل است و تا پایش است
بسی گفتم اینک من از پشم او
هراسم که آید مرا خشم او
سپس من نگویم دگر شعر و نظم
که اینگونه باشد مرا عزم و جزم
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
یادگاران مرگ
چوبدستی ارشد
سنگ رستاخیز
شنل نامریی
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
Image by Cool Text: Logo and Button Generator - Create Your Own Logo
::ادامه مطلب::
قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |